برخی زنان فعال جامعه به رغم تحصیلات بالا معتقدند عدمحمایتهای قانونی مناسب از زنان در عرصه اجتماع باعث میشود آنها از قبول شغل ثابت اجتناب کنند چراکه اشتغال آنان در تعارض با حفظ خانواده قرار خواهد گرفت. چرا قوانین و حمایتها در حوزه زنان شاغل یا عمدتاً مسکوت است یا خوب اجرا نمیشود؟
ما هنوز قوانین مناسب برای حمایت از زنان شاغل نداریم و قوانین فعلی هم کفایت نمیکند. قانون واقعی باید نتیجهاش حمایت و همدلی در خانواده باشد و این مطلوبترین حالت برای زنان خانهدار و غیرخانهدار است. برخی قوانین به نظر میرسد به نفع خانواده و زن است، در حالی که واقعاً اینگونه نیست و حتی به نوعی موجب ایجاد تقابل زوجین میشود.
قوانینی که ما وضع میکنیم بعضاً تنشزاست. به عنوان مثال قانون مهریه مرد را به زندان میاندازد، هر خانمی که درصدد گرفتن مهریه بود، مجبور شد همسرش را ناخواسته به زندان بیندازد. مرد به زندان رفت و خانواده از هم پاشید و در نهایت هم جدایی شکل گرفت. سؤال این است که آیا دریافت مهریه نمیتواند به گونهای باشد که مرد به زندان نیفتد؟! کسی که قانون وضع میکند باید عواقب قانون را بداند و پژوهشهای مختلفی برای آن صورت گیرد.
این نگاه که زنان شاغل را در جامعه در جایگاهی بالاتر نسبت به زنان خانهدار میدانند، ناشی از چیست و راهکار اصلاح این نگرش چیست؟
ما باید روی این تفکر غلط تمرکز کنیم که گمان این میرود جایگاه اجتماعی یک زن شاغل بالاتر از زن خانهدار است. بالاترین مقامی که یک زن در اجتماع دارد، مقام مادری است. درس خواندن و علماندوزی باعث رشد شخصیت میشود و فرد ناخواسته رشد میکند و رشد خود را به خانواده انتقال میدهد. بحث مهم این است که مسئولان باید چه کاری انجام دهند؟! خانمی که برای او هزینه شده، دیدگاه یک متخصص را پیدا کرده و باید از سرمایه انسانی او استفاده صحیح کرد، اما وقتی برنامهریزی صحیح نداریم، به کل سیستم آسیب میزند. بحث مهم دیگر این است که شأنیت زنان شاغل در محیط کار حفظ نمیشود. ما نمیتوانیم ساعات اشتغال یک خانم را با یک آقا برابر بدانیم چراکه شرایط آنها یکسان نیست. موارد موجود غیرکارشناسی میباشد و فضای سختی را برای بانوان ایجاد کرده است. ما باید روی ساعات کار خانمها و خروجی کار آنها تجدید نظر قانونی کنیم و نمیتوان با این روش ادامه داد.
چگونه میتوان منزلت و کرامت زنان خانهدار را در قالب شغل خانهداری حفظ کرد و افزون بر آن ارتقا بخشید؟!
اگر خانمهای تحصیلکرده خانهداری را انتخاب میکنند، به این دلیل است که شرایط استرسزای شغلی در خانواده اثرگذار است. ساعت کار اشتغال خانمهایی که فرزند دارند، حتی با کسانی که فرزند هم ندارند، باید تفاوت داشته باشد. اولین مقام یک مادر پرورش فرزند است. یک مادر توان این را دارد که باعث رشد شخصیت و تربیت یک نسل میشود.
اگر مادر راه تربیتی درستی نرود، باعث رشد یک شخصیت غلط در جامعه میشود. مقام مادری و همسری فراتر از امکانات مادی است. وقتی زن معادل قرآن قرار میگیرد، یعنی انسانپروری برای کل جهان هستی میکند. مثال بارز نقش یک زن خانهدار مادر شهید حاج قاسم سلیمانی است. یک زن روستایی مردی را تربیت میکند که دنیا را از شر داعش راحت میکند. آیا این مادر عادی بوده؟! خیر. قطعاً ظرافتهای تربیتی خاصی داشته است. حقیقتی که زن میتواند با مادر شدن خود و مطالعه و درایت و کارهای خود در منزل انجام دهد تا پیوند عاطفی صحیح در خانه ایجاد کند، قابل قیاس با هیچ مورد دیگری نیست. اگر یک زنی بتواند مردی را به معراج برساند، نباید عادی باشد و سکان خانواده باید برای او اهمیت داشته باشد و این پتانسیل و توانمندی در او وجود داشته باشد.
رابطه عمیق مادر و فرزندی همواره اثرگذار بوده است و حتی در جهان چنین مواردی کم نیست. بسیاری از بزرگان ارتباط عمیقی با مادران خود داشتند. بسیاری از مهارتهای تربیتی داخل خانواده است و در مدرسه و دانشگاه و اجتماع هم داده نمیشود. در واقع جای اصلی تربیت در خانواده و توسط مادر است. وقتی میگوییم زن خانهدار، صرفاً تقلیل و تخفیف نقش او به خانهداری نیست بلکه معنایش این است که سکان خانواده را در دست دارد، پس نباید خانهداری را کوچک و بیارزش ببینیم.